هنوز پروژه هاي مربوط به يافتبهاي تمام شده خدمات در سطح حتي 10 درصد از سازمان هاي ما نيز به انجام نرسيده است. سيستم هاي مديريتي نظير استقرار چرخه مديريت بهره وري، بهبود سيستم ها و روش ها وفرآيندهاي کاري، مديريت کيفيت جامع و... هنوز مراحل ابتدايي اجراي خود را در ساختار سازماني بيمار کشورمان تجربه مي کنند. هنوز مديران دولتي در ايران خود را مدير هزينه اي مي دانند و تغيير نگرش لازم براي اجراي بودجه بندي عملياتي به وجود نيامده است. به گزارش سايت بازنويس، با همه اين مشکلات آيا اجراي اين سيستم بودجه نويسي مي تواند با موفقيت همراه شود؟ آيا اساسا طرح اين موضوع بيشتر جنبه شعار دارد يا واقعيت؟ و آيا نبايد براي رسيدن به پله دهم، پله هاي اول، دوم، سوم و... را طي کرد؟ چنانچه نظام بودجه نويسي ما اصلاح شود زيربناها و اولويت هاي توسعه همواره با کمبود بودجه مواجه نخواهند بود. متاسفانه اين ضعف موجب حرکت هاي کند در توسعه شبکه مدرن ريلي و توصعه صنايع دريايي گرديده است که تاوان سنگين آن را ملت مي پردازند. عدم توسعه شبکه پر سرعت ريلي در 30 سال گذشته ميليون ها کشته و زخمي و هزاران ميليارد تومان خسارات مالي بر ملت تحميل نموده است. آيا اين روند غير کارشناسي و سياسي در تدوين بودجه اصلاح خواهد شد؟ آيا بودجه نويسان ما قادر به تشخصي اهم از مهم خواهند بود؟